اندیشکده اقتصاد » اقتصاد جهان » اقتصاد جنگی یا جنگ اقتصادی؟

دانشنامه اقتصاد و مدیریت
دانش نامه اقتصاد و مدیریت
ما در پینترست
دانشنامه اقتصاد و مدیریت
ما در تویتر
اندیشکده اقتصاد و سیاست در فیسبوک
 
 
 

اقتصاد جنگی یا جنگ اقتصادی؟

نویسنده: اندیشکده | تاریخ: 17 شهریور 1398 | بازدیدها: 650

0
اقتصاد جنگی یا جنگ اقتصادی؟


در این نوشتار که به تحلیلی از اقتصاد سیاسی افغانستان پرداخته می شود. یکی از مسایلی که امروزه جوامع درحال توسعه و جوامع شرقی را بیش از سایر جوامع به خود درگیر نموده، مسئله و پدیده ای بنام «جنگ» است. این پدیده وحشت آور مورد تحلیل‌های اقتصادی تحت موضوع «اقتصاد جنگ» قرار گرفته است به این امید که بتواند کمکی به حل موضوع یا کاهش اثرات و تنش های آن نماید.

سرنوشت افغانستان و سایر کشورهای جهان سوم، آنچنان که تاریخ تجربه کرده است؛ همواره آبستن بحران و چالش‌های خرد و کلان سیاسی، اقتصادی، قومی و قبیله ای است. این تنش‌ها و بحران‌ها است که مقوله «اقتصاد جنگ» را می‌سازد که از سرفصل‌های مهم مدیریت‌های کلان اقتصاد محسوب می‌شود. امروزه این گونه تنش‌ها باید مورد رصد و بررسی قرار گیرد تا بتوان از آسیب‌های جدی آن تا حدی جلوگیری نمود.

نکته دیگر آن که؛ در جهان امروز اتاق مذاکرات دیپلماتیک با پشتوانه قدرت نظامی و تسلیحاتی ورقش بر می‏گردد و قدرت مذاکره و چانه زنی کشورها را قدرت نظامی و تکنولوژی دفاعی آنها رقم می‏زند. لذا کشورها یا باید خود تولید کننده سلاح باشند یا باید سلاح و تجهیزات نظامی را خریداری نمایند. آمریکا، روسیه و چین از فعالان به نام بازار سیاه نیز هستند که در نقاط مختلف جهان به گروه‏ها یا کشورهای تحت حمایت شان تسلیحات می‏فروشند و این فروش‏ها قابل ردیابی نیست.

این درحالی است که در دنیاى امروز قوانین فروش تسلیحات زیاد جدی نیست و کشورهای تامین کننده به خریدار رسمی و غیر رسمی تسلیحات می‏فروشند و پیمان‏های بین ‏المللی جدید هنوز نتوانسته ‏اند جایگاه مهمی در فروش تسلیحات داشته باشند. عهدنامه‏ هایی که پشت درهای بسته توسط «سی آی ای» آمریکا در حمایت از جنبش‏های مختلف در سراسر جهان نقض می‏شوند. فروش تسلیحات در جهان به سه شکل معامله می‏شود.

حالت اول «معامله سفید»؛ در این حالت که به صورت رسمی است و فرم‏ها و پول معامله کاملا شفاف و قابل ردیابی است.

حالت دوم «معامله خاکستری»؛ در این شرایط هرچند بروکراسی درستی دارد؛ اما تحویل گیرنده نهایی ممکن است بعد خرید تغییر کند، مثل تسلیحاتی که روی کاغذ از اوکراین به ساحل عاج به فروش رسید؛ اما در نهایت تحویل سیرالئون شد.

حالت سوم «بازار سیاه»؛ در این حالت از نظر قانون بین‏ الملل کاملا غیر قانونی است اما بسیار مرسوم است و نه کاغذ بازی وجود دارد و نه واگذاری سند تسلیحات صورت می‏گیرد.

در جهانی زندگی می‏کنیم که فروش ادواتی که به صورت مستقیم انسان را از بین می‏برد یک بنگاه اقتصادی و شرکت سرمایه گذاری است و کشورها برای محافظت از خاک خود میلیاردها دلار ارز کشورشان را خرج می‏کنند تا همسایگان شان از آنها بترسد و فکر حمله را نداشته باشد. با هر دشمنی و اختلاف بازار فروش تسلیحات و جنگ افزارها داغ می شود و اقتصاد کشورهای تامین کننده حرکت می‏کند. امروزه کشورهای آمریکا، چین، روسیه و کره جنوبی در بازار تسلیحات جنگی پیشرو هستند. چین، روسیه و آمریکا تقریبا ۶٠ درصد از بازار آلات جنگى را تامین می کنند و این صنعت در اقتصادشان بسیار تاثیر گذار است.

هرچند شروع جنگ انگیزه های غیر اقتصادی مانند مبارزه با تروریسم، مبارزه با قاچاق یا انگیزه های مذهبی- دینی باشد؛ اما ادامه و استمرار جنگ ارتباط مستقیمی با مباحث اقتصادی دارد. جنگ هزینه های بسیار زیادی را برای طرفین جنگ ایجاد می کند. لذا پشتوانه مالی و بالا بودن هزینه های جنگ باعث می شود یکی از کشورها یا هردوی آنها تن به صلح دهند و با آتش بس به فکر احیای اقتصاد و توسعه اقتصاد و بالابردن سطح رفاه و معاش شهروندان خود باشند.

مانند جنگ علیه تروریستان در افغانستان، گام بزرگی است که ایالات متحده‌ی امریکا و سازمان پیمان اتلانتیک شمالی برداشته‌اند. تأثیرات این جنگ در کشورهایی که بر تروریستان حمله کرده‌اند، بیش‌تر از نگاه تلفات نیروها و هزینه‌های انجام شده مورد بحث قرار گرفته است. آن‌گونه که ایالات متحده‌ی امریکا و سازمان پیمان اتلانتیک شمالی اعلان کرده است، به نظر می‌رسد دلیل پایان دادن به این جنگ نیز تلفات و هزینه‌های رو به افزایش باشند. در افغانستان، تأثیرات مجموعی تلفات در جنگ و تلفات ملکی، بی‌جا‌شدن مردم، نابودی دارایی‌ها، فقدان فعالیت‌ها به منظور بازسازی مناطقی که از جنگ آسیب دیده‌اند و تأثیرات دیگری که به تنهایی اندازه‌گیری و جمع شده نمی‌توانند؛ مانند درد و رنجی که مردم حین بی‌جا‌شدن، حملات شبانه و بمباردمان‌ها تحمل می‌کنند، همه احساس شده می‌توانند و بخشی از زندگی نسل آینده خواهند بود.

جنگ داخلی یک جامعه بدتر و ویرانتر از جنگ با نیروهای بیگانه در مرزهای کشور است. اثرات تخریبی جنگ داخلی و طولانی مدت بودن آن باعث نابودی تمام ساختار اقتصاد از پایه و ریشه می شود. جنگ داخلی افغانستان نیز باعث شده تا ویرانی هایی زیادی در بدنه اقتصاد ایجاد شود. هرچند هنور تأثیرات جنگ بر اقتصاد افغانستان نیز در تحلیل‌ها و بحث‌های بالا توسط سازمان‌ها پوشش داده نشده است، اما آنچه مشخص است این مهم است که؛ تأثیرات یک جنگ بزرگ بر یک کشور کوچک و اقتصاد آن باعث ویرانی کل اقتصاد شده است.

تأثیرات انجام وظیفه‌ی نوبتی‌ای بیش از ۵.۳ میلیون عسکری که از نیروهای بین‌المللی کمک به امنیت و سازمان پیمان اتلانتیک شمالی نمایندگی می‌کردند و در این میان ۲.۵ میلیون آن امریکایی بوده‌اند و در جریان ۱۳ سال گذشته از طریق میدان هوایی مناس راهی افغانستان می‌شدند، قابل چشم‌پوشی نیست و نمی‌توان‌ از آن چشم‌پوشی کرد.

تأثیرات تعداد ملکی‌هایی که به‌دنبال حمله‌ی غرب در افغانستان، به منظور انجام فعالیت‌های مختلف راهی افغانستان شدند و از بیش از ۶۰ سازمان‌‌ وابسته به سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای بین‌المللی نمایندگی می‌کردند و هم‌چنین بیش از ۱۰۰ هزار قراردادی از ایالات متحده‌ی امریکا، ۳۰۰۰ سازمان غیر‌دولتی، تعداد بی‌شمار افراد مربوط داینکورپ و بلک واتر که به عنوان محافظ انجام وظیفه می‌کردند، همراه با کارمندان بخش استخبارات، دیپلمات‌ها و دیگر کارمندان‌شان از ۵۰ کشور جهان و کسانی که در این جنگ فرصت می‌جستند، به‌شمول شرکت‌های ایالات متحده‌ی امریکا؛ مانند «Haliburton »، «Bechtel » و تعداد زیاد دیگری که در اوایل سال ۲۰۰۲ به جمع نیروهای نظامی اضافه شدند، بر اقتصاد افغانستان نیز قابل چشم‌پوشی نیستند.

این نهادها و سازمان‌ها با برنامه‌های خود وارد افغانستان شدند. واضح است که برآورد تأثیرات کامل هزینه‌های نیروهای نظامی و ملکی‌ خارجی بر اقتصاد افغانستان بسیار مشکل است.
برخی آمارها گوشه هایی از بالا بودن این هزینه را نشان می دهد. اداره‌ی بودجه‌ی کنگره امریکا اظهار کرده است که تنها بین ماه سپتامبر سال ۲۰۰۱ تا ماه جون سال ۲۰۱۴ مبلغ ۱.۶ تریلیون دالر برای جنگ‌های افغانستان و عراق تخصیص داده شده است. برآوردهای جداگانه اشاره داشته‌اند که مبلغ ۷۷۳ میلیارد دالر برای افغانستان اختصاص داده شده است. هرچند از چگونگی خرج شدن این مبالغ هنگفت در داخل و خارج از افغانستان اطلاعاتی دقیقی در دست نیست؛ اما هرچه هست اثبات کننده بالابودن هزینه های جنگ در افغانستان است.
حال سوالی که پیش می آید این است که آیا این هزینه ها که بنگاههای جنگی بین الملل در افغانستان خرج می کنند چگونه باید اصل و سودش به این شرکت ها بازگردد؟ این شرکت ها بسان بنگاههای اقتصاد جنگی عمل می کنند، سرمایه گذاری که در افغانستان کرده اند، چگونه باید اصل سرمایه و سود کلانش دوباره به جیب آنها بازگردد؟ تا چه زمانی این سرمایه گذاری نظامی و داد و ستدهای اقتصاد جنگ در افغانستان ادامه خواهد یافت؟ اگر در جواب بیشتر بیاندیشیم شاید با این نتیجه برسیم که اقتصاد دردمند افغانستان از درد سرطان «اقتصاد جنگ» به آسانی خلاص نخواهد شد.

در ادامه گزارش صندوق بین‌المللی پول 7 اثر منفی و تخریبی مورد مطالعه واقع شده است که در ذیل بطور خلاصه بیان می‌گردد.

1-کاهش شدید تولید ناخالص داخلی

شروع گزارش صندوق بین‌المللی پول با بررسی وضعیت تولید ناخالص داخلی کشورهای درگیر جنگ است. سوریه و یمن دو کشوری هستند که محور اصلی گزارش را تشکیل می‌دهند. تولید ناخالص داخلی در سوریه در سال 2015 پس از چهار سال جنگ به کمتر از نیمی از سطح دوره پیش از جنگ در سال 2010 رسیده است. یمن در سال 2015 بین 25 تا 35‌درصد از تولید ناخالص داخلی خود را از دست داده است.

2- تخریب سرمایه فیزیکی و زیرساختارها

جنگ سرمایه فیزیکی و زیرساختاری را تخریب می‌کند و به تولید و تجارت آسیب می‌زند. صندوق بین‌المللی پول در ادامه این گزارش به موضوع تخریب می‌پردازد. بنا بر این گزارش، ‌تخریب کارخانجات تولید، ‌زیرساختارهای عمومی و ساختمان‌ها عینی‌ترین مواردی است که از طریق آن می‌شود اثرات تخریبی جنگ را دید. در هجی کردن شدت جنگ، زیان‌های اقتصادی می‌تواند متناوب باشد.

برای مثال برآورد مرکز تحقیقات سوریه از هزینه سرمایه نابود شده فیزیکی در سوریه بالغ بر 137.8 میلیارد دلار است (230‌درصد تولید ناخالص داخلی پیش از جنگ)، ‌این برآورد یا ناشی از تخریب کامل یا بخشی از سرمایه موجود، سرمایه خوابیده و سرمایه‌گذاری‌های از دست رفته است. بطور مشابه براساس گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول، ‌زیان‌های از دست رفته زیر ساختاری در یمن از زمان شدت گرفتن جنگ در اوایل سال 2015 بالغ‌بر 20 میلیارد دلار است (یا 50‌ فیصد تولید ناخالص داخلی پیش از جنگ).

تخریبی به این شدت اثر قابل توجهی بر ظرفیت تولید و تجارت دارد. یک مورد در این خصوص لیبی است که تولید نفت در آن کشور به خاطر بسته شدن خطوط لوله و تجهیزات نفتی و بسته شدن بنادر نفتی به یک‌چهارم ظرفیت خود رسیده است؛ در نتیجه حساب جاری آن کشور در سال 2015 منفی شد و به منفی 44‌ فیصد تولید ناخالص داخلی رسیده است. در حالی که در سال2013 این حساب مازاد داشته و مثبت13.5‌ فیصد تولید ناخالص داخلی بود.

کشورهای همسایه از چنین تخریب اقتصادی در امان نیستند. تخریب سرمایه‌های فیزیکی و زیرساختارها در کشورهای جنگی می‌تواند تولید و تجارت در کشورهای همسایه را به تحلیل برد. برای مثال در اردن از زمان شروع بحران سوریه و بدتر شدن جنگ در عراق (اصلی‌ترین بازار صادراتی اش) تجارت نه تنها تحت تاثیر خراب شدن کریدور حمل و نقل قرار گرفته؛ بلکه صادرات اردن به ترکیه و اروپا را هم تحت تاثیر قرار داده است.

لبنان هم با یک چنین چالشی روبرو شده است؛ اما تجارت کالایی آن تحت تاثیر قرار نگرفته است. علاوه بر این جریان سریع و حجیم پناهجویان از سوریه تقریبا به زیر ساختارهای ضعیف لبنان آسیب زده زیرا اکثر پناهجویان در مکان‌های عمومی زندگی می‌کنند. افزایش جمعیت پناهجویان تقریبا معادل افزایش جمعیت آن کشور طی 20 سال است.

3- از بین رفتن سرمایه انسانی


گسترش جنگ و ناامنی باعث کاهش جمعیت عمومی و جمعیت فعال اقتصادی می شود. همچنین درچنین شرایطی است که جمعیت نخبه فرار می کند و تغییرات جمعیتی در اجتماع به سرعت شکل می گیرد که منجر به از بین رفتن سرمایه انسانی در این کشورها می‌شود.

4- کاهش نقدینگی مالی و گسترش فقر

فقر در جمعیت کشورهای درگیر جنگ، ‌حتی آن کشورهایی که در خارج از محیط نبرد هستند اما بطور مستقیم تحت تاثیر آن قرار دارند، ‌باعث می‌شود که سرمایه گذاری نرخ نزولی داشته و فرصت‌های شغلی رو به کاهش باشد. سوریه یک نمونه غم‌انگیز است. بیکاری در این کشور از 8.4‌ فیصد در سال 2010 به بیش از 50‌ فیصد در سال 2013 رسید. عدم ثبت نام در مدرسه به بیش از 52‌ فیصد رسید همچنین کیفیت خدمات بهداشتی از 76 فیصد سال پیش از شروع جنگ به 56 سال در سال 2014 رسید. با آنکه آمارهای رسمی وجود ندارد؛ اما وضعیت از آن زمان به بعد هم بدتر شده است.

5- اثر جنگ بر همسایگان

صندوق بین‌المللی پول در ادامه گزارش خود به وضعیت کشورهای همسایه کشورهای درگیر جنگ می‌پردازد.

در این گزارش اثبات می کند که شاخص های اقتصادی مانند تورم و رشد اقتصادی کشورهایی که با کشور جنگ زده (در این مثال اردن که در همسایگی سوریه و عراق قرار دارد) تاثیر منفی گذاشته است. بعد روانی و تبلیغاتی جنگ تاثیرش را روی کشورها بخصوص شهرهای مرزی همسایگانش گذاشته است.

6- جنگ و بحران‌های پناهجو از طرق مختلف بر اقتصاد اثر می‌گذارند

بحران مهاجرت‌های پناهجویان جنگ زده و بی خانمان هم در خود کشور جنگ زده و هم در کشورهای همسایه باعث می شود تا در سطح امنیت و اعتماد عمومی مردم تاثیر گذاشته و بهره وری را نیز کاهش دهد. بیکاری پناهجویان و امنیت روی اقتصاد تاثیر می گذارد.

7- تضعیف همبستگی اجتماعی و کیفیت نهادی

همبستگی اجتماعی در سراسر منطقه تضعیف شده است. جنگ شکاف اجتماعی و اقتصادی را که تمایل به آن دارند حول تفاوت درآمدی، ‌قومیت، سیاست مداری یا زبان تجسم پیدا کنند، ‌عمیق‌تر می‌کند. این اثرات به وضوح در کشورهایی مانند عراق، سوریه و یمن که به نواحی تحت کنترل اپوزیسیون قرار گرفته‌اند به وضوح عیان است. نظام‌های سیاسی در کشورهای تحت تاثیر جنگ هم این موضوع را به وضوح احساس می‌کنند. برای مثال اردن با آنکه نرخ تایید حکومت در آن کشور بسیار بالاست؛ اما نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که در نواحی که جمعیت بالای پناهجویان دارد و نرخ بیکاری هم بالا است نارضایتی سیاسی قابل توجهی وجود دارد. همین مورد در کشورهای مصر، ‌لبنان و تونس هم محسوس است. علاوه بر این، در ‌نظر سنجی‌هایی که نهادهایی مانند بررسی ارزش‌های جهانی انجام داده‌اند، نشان می‌دهد که اعتماد، ‌معیار کلیدی همبستگی اجتماعی ‌در برخی از کشورهای منطقه سقوط کرده است که این امر مانع کنش‌های اقتصادی می‌شود فرایند سیاسی را بسیار سخت می‌کند.

برای مثال سهم پاسخگویان به این گزاره که «به اکثر مردم می‌توان اعتماد کرد» در عراق از 46‌ فیصد طی سال‌های 1999-2004 به 30‌ فیصد و در اردن طی همین دوره از 27‌ فیصد به 13‌ فیصد رسیده است. این موضوع می‌تواند نشان دهد که چرا حکومت‌های در حال گذار کشورهای عربی (مصر، تونس، ‌اردن، مراکش، ‌لیبی و یمن) و دیگر حکومت‌های منطقه با آنکه در اجرای برنامه‌های اقتصادی کند هستند؛ اما در برنامه‌های اصلاحات سیاسی با مشکل مواجه شده‌اند.



برگرفته: روزنامه افغانستان

موضوعات: اقتصاد جهان, اقتصاد و سیاست, افغانستان و جهان, برگرفته

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
دو کلمه نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید: *
Visit Econopedia - Economics Encyclopedia's profile on Pinterest.
 
ما را حمایت کنید