اندیشکده اقتصاد » اقتصاد جهان » افغانستان و جهان » سیاست خارجی افغانستان؛ گذشته، اکنون، آینده

دانشنامه اقتصاد و مدیریت
دانش نامه اقتصاد و مدیریت
ما در پینترست
دانشنامه اقتصاد و مدیریت
ما در تویتر
اندیشکده اقتصاد و سیاست در فیسبوک
 
 
 

سیاست خارجی افغانستان؛ گذشته، اکنون، آینده

نویسنده: ابتهاج | تاریخ: 24 فروردین 1394 | بازدیدها: 7829

0
سیاست خارجی افغانستان؛ گذشته، اکنون، آیندهستون‌های سیاست خارجی افغانستان را این چهار اصل تشکیل میدهد.
1- حس استقلال خواهی
2- موقعیت ژئوپولیتیک کشور
3- موقعیت جغرافیایی به عنوان جغرافیای انرژی و اتصال دهنده اقتصادی منطقه
4- موقعیت جغرافیایی به عنوان کانون اتصال فرهنگ‌های منطقه

سیاست خارجی افغانستان از ابتدایی حکومت کرزی تاکنون
پس از حادثه یازده سپتامبر، سیاست خارجی افغانستان سه حلقه داشت.
- کشورهای منطقه
- کشورهای جهان اسلام
- جامعه جهانی

درین مدت 4 وزیر امور خارجه داشتیم.
- دکتر عبدالله عبدالله، دوران ظرفیت سازی در وزارت امور خارجه که درین مدت ظرفیت های علمی، کدری و سخت افزاری وزارت امور خارجه تقویت شد.
- دکتر رنگین دادفر اسپنتا، دوران علمی سازی و معرفت شناسی وزارت امور خارجه، اما استیضاح شدن بسیار زود دکتر اسپنتا باعث شد که روند علمی شدن بکمال نرسد.
- دکتر زلمی رسول، دوران ثبات و ثبات گرایی در سیاست خارجی که درین دوره زیر ساخت های وزارت امور خارجه و اصول اساسی سیاست خارجی ما تدوین و عملی شد، امضای 11 موافقتنامه همکاری‌های درازمدت استراتژیک با کشورهای جهان و برگزاری کنفرانس‌ها با محوریت افغانستان از جمله دستاوردهای این دوره بود.
- ضرار احمد مقبل عثمانی که دوره سندسازی‌های درون وزارت امور خارجه بود.

سیاست خارجی حکومت وحدت ملی
سیاست خارجی دولت وحدت ملی برهبری دکتر اشرف غنی و دکتر عبدالله، متفاوت تر از سیاست خارجی حکومت کرزی بوده و سیاست خارجی ما اکنون پنج حلقه دارد.
- همسایگان
- جهان اسلام
- اروپا، آمریکا، جاپان، آسترالیا
- کشورهای آسیایی
- سازمان‌های بین المللی

پلان‌های سیاست خارجی وزارت امور خارجه
- نزدیکی و گسترش رابطه با پاکستان از طریق مکانزم‌های سه و چهارجنبه، در عوض تعامل مستقیم (از جمله اجلاس‌های چندجانبه بهمکاری ایران، بریتانیا، چین، ترکیه وغیره)
- تقویت روابط با همسایگان با استفاده از پتانسیل های خود برای ایجاد روابط نیک (تفاهمنامه های حسن همجواری با همسایگان)
- تقویت روابط به کشورهای اسلامی (سفارت در سازمان همکاری‎‌های اسلامی)
- پیوند با کانون‌های ثروت، قدرت و دانش جهان (نزدیکی با آمریکا و اروپا و امضای تفاهمنامه‌های همکاری با آمریکا)

چرا نزدیکی با آمریکا؟
اهمیت های آمریکا در سیاست خارجی ما را میتوان چنین برشمرد:
- 65 درصد دانش جهانی در آمریکا تولید میشود.
- کوریدور یا دهلیز کمک های جامعه جهانی به افغانستان، آمریکاست. (بیشترینه کشورهای حاضر در افغانستان، بخاطر اثبات دوستی شان با افغانستان نیامده اند، بلکه بخاطر اثبات دوستی و صداقت شان در کنار آمریکا، به افغانستان آمده اند.)
- شاخص های قدرت جهان در غرب و بویژه در آمریکاست.
- مجموع تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو ناتو بیشتر از 32 تریلیون دالر هست.
- دستیابی به صلح و امنیت منطقه با استفاده از نفوذ آمریکا بر کشورهای همسایه مان
به همین دلیل و برای دستیابی به منابع و کانون‌های ثروت، قدرت و دانش جهان و نزدیکی به جامعه جهانی و در راس آمریکا و کشورهای اروپایی، ما نیازمند پیوند عمیق با آمریکا و غرب هستیم.

مشکل اساسی طی سیزده سال گذشته که مانع دستیابی به دکتورین یا استراتژی یا سند جامع سیاست خارجی افغانستان شد:
- فقدان سند جامعی یا دکترین امنیت ملی که چتری باشد برای تدوین سیاست خارجی
- عدم اجماع میان نخبگان سیاست خارجی در خصوص اساسات سیاست خارجی

چالش‌های فراراه دولت وحدت ملی در راستای سیاست خارجی افغانستان
- اجماع سازی درونی ساختارهای قدرت داخلی برای تدوین اساسات سیاست خارجی افغانستان
- گذار از فاز امنیتی در سیاست خارجی به فاز اقتصادی در روابط با جهان - جایگزینی امنیت (پلان الف در سیاست خارجی که به ناکامی منجر شد) با اقتصاد (پلان ب، سیاست خارجی توسعه محور؛ اقتصاد و پروژه های اقتصاد که 90 درصد سیاست خارجی دولت وحدت ملی را تشکیل میدهد)

یکی از دلایل موفقیت نسبی سیاست خارجی افغانستان تا سال 2014 میلادی، حضور نیروهای خارجی در افغانستان و تلاش برای دوام حضور آنها و تکاپو بخشیدن به سیاست خارجی دو جانبه بین افغانستان و آن کشورها بوده است و پس از سال 2014 این مهارت ما در سیاست خارجیست تا کشور را کماکان در صدر تحولات جهانی قرار بدهیم.

آفت‌ها و مشکلات کنونی سیاست خارجی افغانستان
مهم ترین چالش سیاست خارجی بصورت عموم، پروژه محور بودن و نگاه پروژه‌ی داشتن به مسایل است و این آفت است برای سیاست خارجی. تصمیمی که در عرصه سیاست خارجی گرفته میشود، تبعات آن ممکن صد سال بعد بر زندگی نسل‌های بعدی تاثیر بگذارد. نگاه پروژه‌ی فاقد نگاه به افغانستان صد سال بعد میشود. سیاست خارجی نه یک پروژه بلکه یک پروسه هست. چنین آفت در سایر جنبه های زندگی عمومی مردم افغانستان وجود دارد.

دومین آفت، نگاه ما به سیاست خارجی، نگاه عجولانه و کوتاه مدت بوده است. مثالهای وجود دارد که نشان میدهد، کشورهای که به اوج توسعه و پیشرفت میرسند چقدر در عرصه سیاست خارجی صبور بوده اند. در سال 1820 آمریکایی ها وارد لبنان شدند و یک آموزشگاه زبان انگلیسی تاسیس کردند. در سال 1866 این آموزشگاه توسعه می‌یابد، چند دهه بعد همان آموزشگاه زبان انگلیسی مبدل میشود به دانشگاه آمریکایی بیروت. امروزه بیش از نیمی از رهبران و رجال برجسته کشورهای خاور میانه و کشورهای عربی، فارغ التحصیل دانشگاه بیروت هستند. ببینید از سال 1820 تا 2010، تا هنوز که دانش آموختگان دانشگاه بیروت که میخواهند وارد دنیای سیاست شوند، برای آن آمریکایی‌ها چقدر صبر کردند! بهار عربی، زمینه ورود نخبگان فارغ التحصیل دانشگاه بیروت را مساعد ساخت. این یعنی آمریکایی‌های برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی خود از سال 1820 تا سال 2010 منتظر میمانند، یعنی ده سال کم 200 سال!

نخبگان جاپانی در سال 1870 تصمیم میگیرند تا توسعه یافته شوند. 90 سال بعد در سال 1960 جرقه‌های جاپان پیشرفته زده میشود.
آیا ما در سیاست خارجی خود توانمندی صبرکردن 90 سال را داریم؟

یک انتقادیکه در رسانه‌ها و محیط‌های ژورنالیستی به سیاست خارجی افغانستان میشود، به علت عدم مطالعه سیاست خارجی کشورهای موفق دنیاست. ما متاسفانه در فرهنگ سیاسی و روانشناسی سیاسی افغانی، فرصت برای صبر کردن نداریم. به همین خاطر انتظار داریم که تمام کارها یک دفعه اتفاق بیافتد. علت که ما در قبال پاکستان هم موفق نبودیم، این بوده که ما میخواستیم که یک جلسه با پاکستانی ها بنشینیم، و فردا تاثیری در سیاست خارجی ما نمودار شود.

رفتار در تمامی روابط بین الملل، کشورهای که در تنش باهمدیگر بودند، یک نمونه حتی نشان داده نمیتوانید که یک کشور بر کشور همسایه خود در کوتاه مدت تاثیر گذاشته باشد. تاثیرگذاری بر رفتار همسایگان بصورت تدریجی اتفاق می‌افتد. بحث پاکستان در سیزده سال گذشته که در سیاست خارجی ما جواب نداد، باید پلان الف سیاست خارجی افغانستان بود. پلان ب مذاکره مستقیم با پاکستان هست که حکومت وحدت ملی درپیش گرفته است. ما حالا دگر وارد مکانزم های سه جانبه و چهارجانبه نمیشویم، ما حالا وارد مکانزم های دوجانبه و رو در رو میشویم. چون دستگاه سیاست خارجی افغانستان درک کرده است که بین دو کشور سوء تفاهم وجود دارد و این سوء تفاهم یا خصومت از طریق مکانزم های چندجانبه قابل حل نیست، لذا مستقیما باید صحبت شود. حمایت افغانستان از حمله عربستان سعودی به یمن در همین راستا قابل ارزیابی، قابل توجیه و تاحدی از منظر اکادمیک قابل دفاع است.

بحث 2014 تا سال حضور نیروهای خارجی در افغانستان تا سال 2024، نقش تسهیل کننده در سیاست خارجی افغانستان دارد. امیدوار هستم که تا سال 2024 توانمندی دستگاه سیاست خارجی افغانستان بحدی شود که حتی خارجی‌ها اگر بصورت کامل هم نه در حمایت و نه هم بشکل فزیکی، ولی در افغانستان حضور داشته باشند، بازهم افغانستان درخششی در جهان داشته باشد.

پیوند بین امنیت و سیاست خارجی افغانستان - چرا افغانستان یک کشور ناامن است؟
افغانستان سه سیستم امنیتی پیرامون خود دارد.
- در شمال سیستم امنیتی آسیای مرکزی
- در جنوب سیستم امنیتی آسیای جنوبی
- در غرب سیستم امنیتی خاور میانه
و در شرق و شمال یک سیستم امنیتی در حال تکوین بنام «شانگهای».

افغانستان تنها کشوری در دنیاست که در هیچ کدام از سیستم‌های امنیتی پیرامون خود عضویت ندارد.
سیستم های پیرامون افغانستان، مشکلات خود را در درون افغانستان حل میکنند.اگر ایران و پاکستان باهم مشکل دارند، مشکل خود را در افغانستان حل میکنند، اگر عربستان و ایران رقابت دارند، در درون افغانستان حل میکنند، روسیه و جنوب آسیا مشکل دارد، در افغانستان حلش میکنند. افغانستان محل رفع منازعات سیستم امنیتی پیرامون خود گردیده است. پس ما با دو پارادوکس مواجه هستیم. یک عضو سیستم های امنیتی منطقه نیستیم. دوم سیستمهای امنیتی منطقه مشکل خود را در درون کشور ما حل میکنند. بحث جنگ‌های نیابتی (Proxy Wars)ماحصل چنین موارد است.

اما یک سیستمی دگری هم وجود دارد. سیستمی که در جغرافیای ما نیست اما در افغانستان هست و بصورت مفهومی (Conceptual) وجود دارد. این را «سیستم امنیتی سایه یا Shadow Security System» نامیده ام. این سیستم امنیتی سایه «ناتو» هست، که در جغرافیای ما متعلق نیست، اما در منطقه ما حضور دارد. وقتی ما به سه سیستم امنیتی پیرامون خود عضویت نداریم، راه حل جایگزین هم نیست. و تنها کشوری هم هستیم در جهان که با سیستم های امنیتی منطقه خود عضویت نداریم. راه حل چیست؟

دو راه حل داریم:
1- ماندن در منطقه و کماکان در همین باطلاق متعفن امنیتی منطقه بی حرکت ماندن.
2- خروج ازین باطلاق متعفن امنیتی و پیوند با سیستم امنیتی سایه یا ناتو. حد اقل در کوتاه مدت تا زمانیکه بتوانیم مشکلات اساسی افغانستان که ثروت، دانش و قدرت هست را حل کنیم.

چرا نمی‌توانم با یکی از سیستم‌های امنیتی پیرامون مان عضو شویم؟
مشکل اینجاست که اگر ما با یکی از سیستم‌های امنیتی پیرامون مان بپیوندیم، دگر سیستم‌ها نمی‌گذارند. اگر ما با سیستم امنیتی جنوب آسیا بپیوندیم، سیستم امنیتی خاورمیانه مانع میشود و اگر با سیستم امنیتی آسیای مرکزی بپیوندیم که محوریتش روسیه و بحث انرژی هست، هم خاور میانه مانع میشود و هم آسیای جنوبی. پیوستن ما با هر سیستم امنیتی باعث میشود که سیستم امنیتی دگر مانع شوند. لذا تنها راهی که فراراه افغانستان در کوتاه مدت قرار دارد، پیوستن با سیستم امنیتی ناتو یا سایه است. بحث های که در خصوص پیوند ما با جامعه جهانیست، نه از منظر ایدیولوژیک، یا از منظر گفتمانی یا از منظر غرب و دین اسلام، بلکه از منظر اکادمیک چنین دفاعی دارد که ما در موقعیتی هستیم که ما باید یکی از سیستم های امنیتی منطقه یا جهانی بپیوندیم و تنها سیستمی که پتانسیل پیوند ما را دارد، ناتو هست. به دو دلیل.

یک، ناتو سه تهدید را در غرب به خود تعریف کرده اند، تهدید اول تروریزم و بنیادگرایی، تهدید دوم موشک‌های دوربرد اتومی و تهدید سوم مواد مخدر. هر سه تهدید با افغانستان گره خورده است، لذا افغانستان نزد کشورهای عضو ناتو بسیار مهم است.

دوم، افغانستان دربین همسایگان خود، قوی ترین کشور در حال تجربه دموکراسی است. دموکراسی نقطه پیوند ماست با مجموعه ناتو.

این دو دلیل یا دو ستون باعث میشود تا ما بتوانیم یک روابط عمیقی با کشورهای عضو ناتو ایجاد کنیم. حداقل برای کوتاه مدت و تا زمانیکه بتوانیم بر تنگناهای ناشی از جبر جغرافیایی خود فایق بیاییم. به همین سبب دستگاه سیاست خارجی افغانستان باید دسترسی افغانستان به سیستم امنیتی ناتو را تسهیل بسازد. در غیر آن ما نمیتوانیم یک عضو پایدار جامعه جهانی باشیم.

مشکلات و پیشنهادات
مشکل اساسی ما سیاست خارجی ما در حال حاضر سیاست خارجی به کوچه و بازار هست. سیاست خارجی باید از کوچه و بازار جمع شود و این زمانی تحقق می یابد که نگاه تخصصی به مقوله سیاست خارجی انداخته شود. نهادهای علمی، اکادمیک، دانشگاه‌ها باید وارد تحلیل و ارزیابی و بررسی سیاست خارجی شوند. مقالات و کتاب‌ها در باره سیاست خارجی نوشته شود. افرادیکه تحلیل‌گر نیستند و در حوزه سیاست خارجی مطالعه تخصصی ندارند، حق ابراز نظر در مورد سیاست خارجی را نباید داشته باشند. امروز در رسانه ها کسانیکه زراعت هم خواندند در مورد سیاست خارجی کشور نظر میدهند، و کسانیکه ادبیات هم خوانده اند نظر میدهند. نظر دادن درست هست، اما سیاست خارجی مقوله بشدت تخصصیست و باید از کوچه و بازار جمع شود و این زمانی میشود که دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقی و تحصیلی در مقوله سیاست خارجی نگاه تخصصی و اکادمیک داشته باشند. من فکر نمیکنم هیچ کشوری مثل افغانستان به انداره افغانستان، آگاه روابط بین الملل داشته باشد. هرکس جسارت اظهارنظر در باره روابط بین الملل دارد.

مشکل دوم، درخت معرفتی (Matrix) مشکلات سیاست خارجی افغانستان باید تدوین شود. باید ببینیم نقاط قوت و ضعف ما در سیاست خارجی چیست. اولین مشکل ما درین زمینه، عدم اولویت بندی ژئوپولیتیک در سیاست خارجی افغانستان است. متاسفانه بنگلادیش و ترکیه در سیاست خارجی ما یک وزن دارد. درصورتیکه ما باید براساس مؤلفه‌های سلبی و ایجابی ژئوپولیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکلچرل کشورها را دسته بندی کنیم. کدام کشور براساس تاثیرگذاری سلبی یا ایجابی برای افغانستان بیشترین نمره میگیرد. کشوریکه بیشترین نمره را میگیرد، بیشترین تمرکز در سیاست خارجی باید به او معطوف شود. متاسفانه فعلا ما فاقد اولویت بندی کشورها در سیاست خارجی خود هستیم. سیاست خارجی ما در سیزده سال گذشته فی البداهه و بعضاً واکنشی بوده است. ما منتظر میماندیم که یک واقعه در جهان رخ بدهد تا ما به او واکنش نشان بدهیم اما درین حکومت وحدت ملی، همین مرز درحال شکسته است و ما بدنبال پیروی کردن از سایر کشورها نیستیم. ما می‌خواهیم هرکاریکه در جهان اتفاق می افتد، باید مبتنی بر پیشبینی ما باشد. ما در سیاست خارجی خود در دو قرن گذشته نه پایان جنگ سرد را پیشبینی کرده بودیم و نه هم مطالعه، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را پیشبینی نکرده بودیم، حادثه یازده سپتامبر را پیشبینی نکرده بودیم، همین حالا هم اتومی شدن ایران را نه پیشبینی میکنیم و نه هم برایش برنامه داریم، بهار عربی را پیشبینی نکرده بودیم. لذا وقتیکه چنین پیشبینی های در سیاست خارجی نباشد، شما مجبورید که یک واقعه‌ی در سیاست خارجی در جهان اتفاق بافتد و شما به او واکنش نشان بدهید. این شایسته کشوری بمانند ما و یا هیچ کشوری در دنیا نیست.
چند پیشنهادی داریم برای بهبود سیستم سیاست خارجی ما.

اول باید ساختار در وزارت امور خارجه اصلاح شود. از جمله موفقیت های یک وزارت خارجه موفق، داشتن یک معینیت موفق اقتصادی وزارت خارجه هست. اگر یک افغانی در خارج مصرف میکند، برابر با پنج افغانی تا ده افغانی باید بتواند به داخل بیاورد.

دوم دانش محور ساختن تصمیمات سیاست خارجیست. چون اگر تصمیماتی در سیاست خارجی مبتنی بر نظر اشخاص و سلیقه ها باشد، متاسفانه پایدار نخواهد بود.

سوم، ما نیازمند هستیم که تصویر افغانستان را بیشتر به جامعه جهانی بویژه جهان اسلام متمدن نشان بدهیم.

چهارم، سیاست خارجی باید بیشتر بر بهبود وضعیت اقتصادی مردم تمرکز کند. عملکرد و نتایج سیاست خارجی باید بر سفره مردم نمود داشته باشد.

پنجم، هرچه زودتر سند دکتورین سیاست خارجی افغانستان یا سند جامعی که بتوان خط مشی اصلی سیاست خارجی افغانستان را تدوین کند، باید تدوین شود و نخبگان افغانستان از احزاب و هویت های مختلف باید روی آن اجماع نظر داشته باشند.

ششم، تعامل ما با آمریکا و غرب باید از حالت سیاسی امنیتی به یک موضوع تخنیکی، علمی و آموزشی بدل شود.

هفتم، ما باید مثل تمام کشورهای دنیا بدنبال یک عمق استراتژیک برای خود باشیم. تمامی کشورهای جهان برای خود عمق استراتژیک دارند اما ما متاسفانه عمق استراتژیک دیگران هستیم. پنج مرحله برای کشورها وجود دارد، کشورها در سیاست خارجی یا بازیچه اند، یا بازیگرند، یا بازیگردانند، یا کارگردان و یا هم سناریو نویس. ما فعلا در تعاملات منطقوی و جهانی بازیچه هستیم. ارتقا از موضعیت بازیچه به بازیگر، را فقط دپلومات‌ها و سیاست خارجی موفق میتواند فراهم سازد. به همین اول ما باید یک عمق استراتژیک مشخص شده برای خود داشته باشیم. دوم باید از بازیچه به بازیگر، حداقل در منطقه ارتقا پیدا کنیم.

یک نظریه ماکیاولیستی وجود دارد. ترکمنستان حدود هفت ملیون جمعیت دارد. چهارمین منابع بزرگ گاز دنیا در ترکمنستان هست. افغانستان در داخل و خارج احتمالاً 35 ملیون جمعیت دارد. هر کشور دیگری بجای ما میبود و نگاه ماکیاولستی به سیاست خارجی و قدرت میداشت، حتماً یک نقشه‌ی به آن چهارمین منابع بزرگ گاز جهان میریخت. ما 35 ملیون هستیم، آنها 7 ملیون. ما پیکنیک گاز خود را پر کرده نمیتوانیم، آنها صادر کننده گاز از شمالی آسیا به جنوب آسیا هستند.

مسئله دوم، قدرت ما باید ارتقا بیابد. سیاست خارجی افغانستان یک اشتباه استراتژیک انجام داده است که امیدوارم ازین ببعد انجام ندهد. ما فرشته‌ی درمیان دیوها هستیم. تمامی کشورهای پیرامون افغانستان، مدیریت یکی از تحولات ناامنی منطقه را بدست دارند. یا مواد مخدر در دست شان هست، یا قاچاق انسان، یا قاچاق سلاح، یا بنیادگرایی یا تروریزم. افغانستان با همه اینها ارتباط دارد اما مدیریت هیچ کدام از تعاملات ناامنی منطقه را بدست ندارد. تاوقتی ما مدیریت یکی از عوامل ناامنی منطقه را بدست خود نگیریم، در منطقه بازیگر نمیشویم.

ما یک کشور به لحاظ قدرت خیلی کلان پایه در منطقه نیستیم. هر کشوری به سطح قدرت مثل ما باید در معرض سایر کشورهای قوی تر از خود قرار بگیرد. باید وارد تعامل با سایر کشورهای قویتر از خود شود و باید برای دستیابی به تکنولوژی و حمایت اقتصادی با کشورهای پیرامون خود رفاقت کند. بحث امضای موافقتنامه ها درهمین پیرامون مورد بحث هست. موافقتنامه های استراتژیک که ما با این کشورها امضا کردیم، این کشورها با تعداد بسیار کمی از کشورها موافقتنامه دارند. رئیس جمهوری تاجیکستان چند ماه میشود درخواست ملاقات با رئیس جمهور آیالات متحده کرده است، اما او موافقت نمیکند. همین غذای چاشتیکه رئیس جمهور اشرف غنی با رئیس جمهور اوباما صرف کرد، میدانید آرزوی بیش از صد رئیس جمهور دنیاست. وقتی شما میخواهید وارد تعاملات کلان جهانی شوید، باید زبان بازی جهانی را یاد داشته باشید. موافقتنامه همکاری استراتژیک برای قوام و دوام روابط ماست. یک آسیب و یک کاستی هنوزهم باقیست. حدود دو سال از امضای این 11 موافقتنامه ها میگذرد اما هیچ یکی تاهنوز پیگیری نشده. باید یک دفتر ویژه در وزارت امور خارجه یا در ارگ برای پیگیری این توافقنامه ها ایجاد شود. همه 11 موافقتنامه به اضافه یک موافقتنامه امنیتی را باید در کنار هم بچینیم، تمام مسائل اقتصادی، فرهنگی و امنیتی آنها را بصورت افقی درکنار هم بچینیم و یک یک اداره باید مسئول پیگیری مسائل اقتصادی، فرهنگی و امنیتی آنها باشد.

حمایت افغانستان از عربستان سعودی در جنگ یمن
من یکی از طرفداران سرسخت جانبداری افغانستان بودم چون بیطرفی افغانستان در صدسال گذشته بنفع ما نبوده. ما در سیزده سال گذشته یک راه را پیمودیم. آنزمان من مدافع سیاست بیطرفی افغانستان در همچو مسایل بودم، اما پلان الف سیاست خارجی ما، ما را به نتیجه مطلوب نرساند. آیا ما باید کماکان راهی که ما را به هدف نرساند را بپیماییم یا یک چرخشی بدهیم و وارد پلان ب خود شویم؟ پلان ب سیاست خارجی ما باید چنین می بود.

نخست، اولویت حکومت افغانستان پروسه صلح است. تمامی سیاست های ما عجالتا باید به پروسه صلح منجر شود.

دوم، عربستان سعودی تنها یک کشور نیست. ام القری جهان اسلام است. متنفذترین کشور اسلامی در میان کشورهای اسلامیست. متنفذترین کشور بر پاکستان هست. ثروتمندترین کشور اسلامی هست. صمیمانه ترین روابط و دوستی را بین کشورهای اسلامی با آیالات متحده آمریکا دارد.

همین چند مسئله با اضافه اینکه عربستان سعودی ارتباط بسیار قوی با بنیادگرایی اسلامی دارد. همین شش مؤلفه کافیست تا افغانستان از عربستان سعودی حمایت کند. در مقابل ایران چه دارد برای ما؟
در سیزده سال گذشته، ما با ایران بودیم، ایران به ما چه داد؟ 560 ملیون دالر پول کمک ایران بود در کنفرانس توکیو در سال 2002. از 560 ملیون دالر، نیم آن تاهنوز اجرا نشده، نیم دگر آن اعتباریست. یعنی اگر دانشجویان شما بخواهند در دانشگاه تهران درس بخوانند، هزینه آنها، از آن پول وعده داده شده برگردانیده میشود. پول را بشما نمیدهند، اعتبارش را میدهند. و سایر مسائل دگر.

سیاست خارجی یک مقوله عقلانیست. شما باید همیشه یک ترازو نزدتان داشته باشید. شما چه را بدست میاورید و چه را از دست میدهید. درین مسئله شما ببینید، شش امتیازیکه عربستان سعودی به ما میدهد را در برابر امتیازاتیکه ایران بما میدهد، قرار بدهید.

مسئله دوم، آیالات متحده آمریکا، مجموعه کشورهای اروپایی، پاکستان و ترکیه با عربستان سعودی رفتند. قوی ترین متحدان جهانی ما با عربستان سعودی رفتند، چرا ما نرویم؟ آیا کماکان باید بیطرف باشیم؟

مسئله سوم، ایران در موقعیتی نیست که جواب منفی به افغانستان بدهد. اگر پنج ماه پیش چنین اتفاقی می افتاد، من هم میگفتم، یک نقطه منفیست. ایران فعلاً به بیشترین رابطه با غرب نیاز دارد. ما در موقعیتی این تصمیم را گرفتیم که ایران اگر بتواند هم نمیخواهد که به سیاست خارجی خود در مقابل ما واکنش نشان بدهد.

از سوی دگر ایران تنها یک کشور هست. این اعلامیه دولت افغانستان چند کشور را در کنار افغانستان قرار داد؟ شما اگر این را شمار کنید، حدود 28 کشور. این را هم درنظر بگیرید.

بیطرفی در سیاست خارجی که پلان الف دولت افغانستان بود، تمام شده و ما باید به تحولاتی که در پیرامون مان اتفاق می افتد، نظر بدهیم. سیاست خارجی منفعل (Passive) در روابط بین الملل معاصر پاسخگو نیست. شما باید وارد ائتلاف مثبت فرامنطقه شوید. سیاست خارجی مبتنی بر بیطرفی، پاسخگوی نیازهای سیاست خارجی ما نبود. اجازه بدهید چند وقت بگذرد، تا ببینیم سیاست خارجی غیربیطرفانه افغانستان ما را بکجا میرساند. بیطرفی نشان ضعف در سیاست خارجیست. واکنشی نبودن و طرفداری در سیاست خارجی نشانی قدرتمند بودن هست. ما باید در سیاست خارجی از بازیچه به بازیگر تبدیل شویم.

تغییر از پلان الف به پلان ب، به معنی فقدان تجربه ها و دستواردهای گذشته نیست بلکه دستاوردهای گذشته خشتی هست برای برآوردن سیاست خارجی دولت وحدت ملی. تجارت تلخ و شیرین ما در سیاست خارجی، پشتیبانه سیاستگذاران دولت وحدت ملی هست و بمعنی زیرپا نهادن دستاوردها نیست.

اما من میپذیرم که متن اعلامیه باید به ادبیات دگری نوشته میشد. متن اعلامیه متاسفانه ادبیات دپلوماتیک نداشت، اما تصمیم درست بود. بهتر میبود این اعلامیه از وزارت امور خارجه اعلام میشد، نه از طریق شورای امنیت ملی.

مسئله تضاد شیعه و سنی در افغانستان تنها مسئله ایکه در خصوص حمایت افغانستان از عربستان سعودی میشود، نیست. من تصور میکنم که شیعان افغانستان با شیعیان سایر کشورهای جهان از لحاظ باور، گرایش های مذهبی، نزدیکی مدیرنیته با مذهب متفاوت اند. شیعیان افغانستان خیلی ها بهتر از ایرانی‌ها و شیعیان عرب هستند. مدرنترین شیعیان را من در افغانستان دیدم. همان بافت سنتی مذهبی که در یمن هست یا شیعیان بحرین یا حتی شیعیان ایران دارند، یا برخی باورهایکه آنها دارند، در افغانستان خوشبختانه نیست. درین چند روز پس از اعلام حمایت از عربستان سعودی اگر مخالفت های بااین اعلامیه شده، مخالفت ها نه مبتنی بر مذهب، بلکه براساس گرایش های سیاسی بوده است. حتی یک مورد مخالفت مبتنی بر مذهب هم تاهنوز وجود نداشته است. شیعیان افغانستان از لحاظ بافت مذهبی پیوندشان با مدرنیته و جدایی دین از سیاست بسیار متفاوت تر از شیعیان سایر کشورهاست.


برگرفته از سخنرانی دکتر فرامرز تمنا، استاد دانشگاه افغانستان و رئیس مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه در دومین برنامه «سخن پیک»
بازنویس: ابتهاج عبیدی

موضوعات: اقتصاد جهان » افغانستان و جهان

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
دو کلمه نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید: *
Visit Econopedia - Economics Encyclopedia's profile on Pinterest.
 
ما را حمایت کنید