اندیشکده اقتصاد » اقتصاد جهان » چکیده گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان

دانشنامه اقتصاد و مدیریت
دانش نامه اقتصاد و مدیریت
ما در پینترست
دانشنامه اقتصاد و مدیریت
ما در تویتر
اندیشکده اقتصاد و سیاست در فیسبوک
 
 
 

چکیده گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان

نویسنده: ابتهاج | تاریخ: 17 آبان 1394 | بازدیدها: 3391

0
چالش فقر در افغانستان: رشد اقتصادی بدون کاهش فقر

رشد چشمگیر اقتصادی قبل از دوره انتقال در افغانستان روی کاهش فقر کدام تاثیری نداشته است. بین سال های 2007/08 و 2011/12 عاید سرانه تولید ناخالص داخلی در افغاستان بطور اوسط در حدود 6.9 فیصد رشد داشته که در سال 2007/08 در حدود 36 فیصد مردم زیر خط فقر قرار داشته اند، به این معنی که بیشتر از 1 از هر 3 نفر توانایی خرید نیازمندی های اساسی غذایی و غیرغذایی خویش را نداشته است. البته با گذشت 4 سال (2007/08 تا 2011/12) هنوز هم 36 فیصد مردم زیر خط فقر قرار دارند. تنها رشد اقتصادی برای کاهش فقر کافی نیست، بلکه رشد اقتصادی باید در تمام سکتور ها و در سطح نفوس، همه شمول، فراگیر و مساویانه باشد.

شیوه های رشد اقتصادی بالای افزایش نابرابری تاثیرگذار بوده است. بطور اوسط رشد مصرف سرانه بین سال های 2007/08 و 2011/12 تنها 1.2 فیصد افزایش داشته است. از اینکه نحوه رشد در مصرف سرانه بصورت مساویانه صورت نگرفته،بناً، سبب افزایش ضریب نامساوات (Gini-Coefficient) گردیده است. در حدود 20 فیصد طبقه فقیر جامعه در این مدت یک کاهش 2 فیصدی را در مصارف شان تجربه کرده اند و این در حالی است که مصارف 20 فیصد طبقه ثروتمند، افزایش 9 فیصدی داشته است.

افزایش نابرابری توسط ضریب جینی نشان داده است که در سال 2007/08 در حدود 29.7 فیصد بوده و این رقم در سال 2011/12 به 31.6 فیصد افزایش نموده است.


چشم انداز وضعیت فقر در افغانستان: روستایی، زراعتی، بیکاری، و آسیب پذیری شدید

اگرچه تشخیص این مسئله که آیا افرادیکه در سال 2007/08 فقیر بوده اند، همچنان در سال 2011/12 فقیر مانده اند و یا خیر، کار خیلی مشکل است، اما، آمار موجود نشان می دهد که وضعیت فقرا تغیر نکرده است.

فقر در افغانستان مستقیماً متناسب است با ساحه زیست مردم: از هر 5 نفر فقیر 4 آنها در روستا ها زندگی می کنند. در ساحات مناطق کوهستانی شرق، شمال شرق ومناطق غرب مرکزی تقریبا نصف نفوس آنها فقیر که عاید بسیار پائین از مصارف سرانه را داشته اند و همچنان خیلی آسیب پذیر میباشند.

چکیده گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان


پائین بودن سطح تعلیمی، معیشت زندگی، و دسترسی به خدمات ابتدایی واضیحاً تاثیر در افزایش فقر در کشور دارد. مردم فقیر اکثراٌ بیسواد بوده (75.6 فیضد) و فرصت های تعلیم برای اطفال شان کمتر مهیا می باشد. بر علاوه، مردم فقیر بیشتر(1) بیکارهستند. 8 فیصد بیکاری مطلق و 41 فیصد بیکاری ناقص و زماینکه کار هم داشته باشند بیشتر کار شان آسیب پذیر و غیر رسمی (84.3 فیصد) میباشد. بیش تر از 43.6 فیصد مردم فقیر در سکتور زراعت اشتغال دارند و کمتر به خدمات اساسی، مانند برق در حدود 63.8 فیصد، آب آشامیدنی در حدود 40.3 فیصد و تنها 2.8 فیصد آنها به تشناب های عصری دسترسی دارند.

چکیده گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان


فقر در کشور با خطرات طبیعی و بشری بستگی دارد. قشر فقیر در افغانستان نتنها از بوسیله ی خطرات متاثر میگردند، بلکه توانایی تأمل و مقاومت را در مقابل حوادث ناگوار نداردند. در جریان سال 2011/12 تقریباً 84 فیصد خانواده های افغان، حد اقل یک نابسامانی اقتصادی را تجربه نموده اند و در حدود 53 فیصد خانواده ها 3 و یا زیادتر از آنرا متحمل گردیده اند. این نا هنجاری ها، بدلیل کوهستانی بودن، مواصلات ضعیف و شدیداً متکی به زراعت للمی بوده است. فقیر ترین مناطق در حوزه های شرق، شمال شرق، و غرب مرکزی مشخصاً آسیب پذیرتر به صدمات و خطرات طبیعی میباشند. متاسفانه، خانواده های فقیر در مقابل حوادث ناگوار خطرات از میکانیزم های غیر معیاری جهت دفع آنها استفاده می نمایند که این روند ممکن در کوتاه مدت چاره ساز باشد، اما در درازمدت مفیدیت نداشته و برای فقرا، زمینه های انتقال را به رفاه اجتماعی مشکلتر میسازد.


سرمایه گذاری شرکای بین المللی در افغانستان: محرک موثر رشد اقتصادی، اما این همکاری های مالی بصورت مساویانه تقسیم نگردیده است.

اگرچه همکاری های مالی جامعه جهانی در بخش های نظامی و ملکی روی رشد اقتصادی سهم ارزنده ای داشته اند، اما نتایج حاصله رشد اقتصادی، متاسفانه نتنها سکتور استخدام را مستفید نکرده است، بلکه حوزه های مختلف کشور نیز بصورت مساویانه از این همکاری مستفید نگردیده اند.

کمک های مالی جامعه جهانی روی رشد اقتصادی و ایجاد کار در سکتورخدمات سهم ارزنده ی داشته است. با آنکه رشد سکتور خدمات در ایجاد شغل با کیفیت در بخش های خدمات عامه، خدمات صحی و تعلیمی، سهم بارزی داشته است. اما در حدود 80 فیصد کار یا استخدام بصورت غیر رسمی و یا روز مزد بوده است. بخاطر پایین بودن سطح تعلیمی، طبقه فقیر نتوانسته اند در کارهای فراهم شده از طریق سکتور خدمات رقابت نموده و از آن مستفید گردند. بناً، آنها از اشتغال در سکتور آسیب پذیر زراعت به سکتور آسیب پذیر خدمات تغیر شغل داده اند.

به عبارت دیگر، کمک های مالی جامعه جهانی باالی افزایش یا بهبود مولدیت سکتور زراعت موثر نبوده، تا جایکه قشر وسیع طبقه فقیر از آنجا امرار معیشت می نمایند. طوریکه سکتور زراعت تقدمیت خود را از تولید ناخالص داخلی از دست داده است، این سکتور بصورت دوامدار در رشد اقتصادی افغانستان سهم نوسانی داشته که نوسانات این سکتور ناشی از وابستگی آن به محصولات للمی و شدیداً آسیب پذیر از شرایط اقلیمی می باشد.

چکیده گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان


بصورت عموم از کمک های جامعه جهانی ساحات نا امن کشور بیشتر مستفید گردیده اند. اما حوزه های غرب مرکزی، شمال شرق و شرق از آن همکاریها کمتر مستفید گردیده اند. در بقیه ساحات کشور سکتور خدمات زمینه های اشتغال مطمئین تر را فراهم نموده، اما حوزه های عقب مانده وابسته به اشتغال آسیب پذیر سکتور زراعت باقی مانده اند. آسیب پذیری از ناحیه خطرات طبیعی و شدت وقوع آن سبب گسترش نابرابری میان ساحات فقیر نشین و بقیه ساحات کشور گردیده است.


فراتر از مصرف: پیشرفت بگونه ای باعث حذف فاصله دسترسی به تعلیم و خدمات ابتدایی گردیده است.

با آنکه فقر بر اساس محاسبه میزان مصرف در افغانستان تغیر ننموده ، اما بصورت عموم پیامد ها و شاخص های انکشاف بشری کشور بهبود یافته است. کمک های جامعه جهانی سرمایه گذاری سکتور عامه را از سال 2007/08 الی 2011/12 تقویت نموده که نرخ سواد آموزی از سن 15 سال به بالا 5 فیصد، در قشر جوانان 8 فیصد و همچنان میزان شمولیت در مکاتب ابتدائیه ساالنه در حدود 6 فیصد، رشد نموده است. دسترسی به انرژی، آب آشامیدنی صحی و حفظ الصحه بهبودی حاصل نموده که هر کدام بصورت ساالنه تقریباً 14 فیصد رشد داشته اند. با آنکه این دستآورد ها قابل ملاحظه و چشمگیر بوده، اما در عین حال نقطه قابل ملاحظه آنست که با اینهمه رشد سریع اقتصادی، هنوز هم در حدود 20 تا 25 سال دیگر نیاز است تا سطح سواد در کشور ما با سطح سواد در کشور های کم درآمد و یا متآثر شده از منازعات، برسیم. افزون برآن، در حدود 12 الی 15 سال برای کشور ما نیاز است تا به سطح کشور های مشابه در راستای سطح سواد جوانان برسیم، و همچنان از 12 الی 23 سال نیاز است تا سطح شمولیت اطفال به مکاتب ابتدائیه به سطح شمولیت در ممالک مشابه ما برسد.

هنوز هم راه طولانی در پیش است تا نابرابری و فاصله میان طبقه فقیر و ثروتمند را کاهش دهیم. بین سالهای 2007/08 الی 2011/10 خلاء در عرصه دسترسی به خدمات تعلیمی بین طبقه فقیر و غیر فقیر کشور وسیع گردیده است. میزان شمولیت اطفال خانواده های فقیر بصورت قابل ملاحظه نسبت به خانواده های غیر فقیر پایین تر بوده است. باآنکه پیشرفت قابل ملاحظه شمولیت اطفال در ساحات شهری و حوزه های عقب نمانده دیده میشود، اما در ساحات دهات و حوزه های عقب مانده در پیامد های تعلیمی هیچ تغیر رونما نگردیده که ناشی از اثرات منفی حوادث ناگوار و منازعات در عرصه شمولیت دختران می باشد.

چکیده گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان


خلاء در عرصه دسترسی به خدمات اساسی میان طبقه فقیر و غیر فقیر به استثنای دسترسی به انرژی که آن هم ناشی از توسعه استفاده از انرژی آفتابی (سولر) می باشد، همچنان وسیع گردیده است. عرضه وسیع خدمات به دهات کشور سبب کاهش خال دسترسی میان روستا ها و شهرها گردیده، اما تفاوت میان حوزه های فقیر شرق، شمال شرق و غرب مرکزی با بقیه ساحات کشور افزایش یافته که احتمالاً انعکاس دهنده تخصیص ناموزون کمک های جامعه جهانی می باشد.


درس های آموخته شده

از آنجایکه برای کاهش فقر رشد اقتصادی ضروری می باشد، فقرا باید بصورت حقیقی از آن رشد اقتصادی مستفید گردند. فقر زدایی مرتبط است به توانایی فقرا تا بتوانند زندگی بهتر را حاصل نمایند. جمع کردن، کنترول کردن، حفظ دارایی ها: دسترسی به فرصت ها و خدمات با کیفیت.

1- تقویت سکتور زراعت جهت تداوم رشد اقتصادی با در نظر داشت محدود شدن کمک های جامعه جهانی و تسریع بخشیدن روند فقرزدایی ضروری می باشد. طوریکه 75.6 فیصد طبقه فقیر که سنین شان از 15 به بالا اند بی سواد اند. آنها نمی توانند از مزایای فرصت های شغلی بهتر که لازمه مهارت های بلند تر است، مستفید گردند. بناً روند فقرزدایی باید از طریق رشد زراعت منحیث سکتور که زیادترین قشر فقیر در آن تمرکز دارند، نفع ببرند.

2- سرمایه گذاری در انکشاف بشری که سبب رشد اقتصادی، بهبود رفاه عامه، کاهش فقر و اتصال نقاط خلا در تمام ساحات میان افغانستان و دیگر کشور ها در سطح منطقه میشود. در حالیکه توسعه عرضه خدمات تعلیمی، صحی و خدمات اساسی، افغانستان باید توجه زیادی را به بهبودی دسترسی و کیفیت در ساحات که کمتر تحت پوشش قرار گرفته. بخصوص گروپ های که کمتر به آنها توجه صورت گرفته مانند دختران و فقرا مبذول دارد.

3- مدیریت و کاهش خطر، جغرافیا (مواجه به خطرات طبیعی)، ساختار اقتصادی و میزان بلند فقر (خانواده هایکه تواناییرسیدگی شان به خدمات محدود است) نیازمند کمک های هماهنگ شده غرض جلوگیری و کاهش خطرات و کمک مردم جهت رسیدگی به اثرات منفی صدمات می باشد. بخصوص توجه خاص جهت انکشاف سیستم موثر مصونیت اجتماعیکه بتواند روند فقرزدایی را تسریع بخشد، مبذول گردد و موثریت سرمایه گذاری را در عرصه انکشاف بشری و سکتور زراعت بهبود بخشد.


چکیده گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان


چکیده گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان


چکیده گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان


چکیده گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان




برگرفته: تارنمای بانک جهانی
__________
(1) در افغانستان مانند سایر کشورهای در حال توسعه نیروی کار برای خانواده های فقیر بسیار اساسی تلقی میگردد. برای افراد که در خانواده های فقیرتر زندگی میکنند، دخیل بودن آنها در فعالیت های عایدزا جهت رفع نیازمندی هایشان ضروری میباشد. فقر با موجودیت وسیع کار های غیر مساوی در سکتور غیر رسمی، سطح بیکاری را یک پدیده خاص ساخته است. تناسب سطح پایین بیکاری یک تقابل غیر مساوی با استخدام ناقص دارد.

موضوعات: اقتصاد جهان, افغانستان و جهان, انفوگرافی, برگرفته

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
دو کلمه نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید: *
Visit Econopedia - Economics Encyclopedia's profile on Pinterest.
 
ما را حمایت کنید