اندیشکده اقتصاد » تکنولوژی و فناوری » اصول اخلاقی فیسبوک نویسی

دانشنامه اقتصاد و مدیریت
دانش نامه اقتصاد و مدیریت
ما در پینترست
دانشنامه اقتصاد و مدیریت
ما در تویتر
اندیشکده اقتصاد و سیاست در فیسبوک
 
 
 

اصول اخلاقی فیسبوک نویسی

نویسنده: ابتهاج | تاریخ: 6 دی 1394 | بازدیدها: 1242

0
اصول اخلاقی فیسبوک نویسیفیسبوک نویسی، بسان شرکت در مناظره است: می گویی، می گویند، می شنویی، پاسخ می دهى، رد می کنند؛ از تو حجت می طلبند، متهم می شوی… . در همه ی این احوال، به اصول ذيل بايد پابند بود:

١- هرچند، وقتی که می نویسی تنهاستی؛ ولی فراموش نکن که جمع کلانى- در وراىِ ديد تو-نوشته ی تو را می خوانند، و در باره ی آن- در واقع در باره ی خودت - قضاوت می کنند.

٢-آنچه را که روبرو و در حضور کسی نمی گویی، یا- به هر حال و به هر دلیلی - نمی توانی بگویی، لطفاْ در فیسبوک ننویس. زیرا این کار تو عین غِیبت است؛ و آن نیز جز اين نيست كه: چیزی در غیاب کسی بگویی، که در حضورش گفته نتوانی.

۳- نوشته يا پيام ديگران را با دقت بخوان، تا اصل مقصد آنرا دريابى؛ نشود كه بى راهه بپيمايى، و بجاى اصل، به فرع بچسپى، و با به انحراف كشاندن بحث، نزاع بيهوده به پا كنى؛ ومتهم به دير فهمى گردى، كژ انديشى و منفى بافى گردى.

۴- وقتی به پیامی نظر (Comment) می نویسی، خوب دقت کن که آگاهی تو درباره‌ی آن پیام یا موضوع، بیشتر و بهتر از آنچه می خوانی باشد. در غیر آن، یا از آن بگذر، یا به لایک (Like)ی اکتفا کن؛ و به هر حال از نوشتن چیزی که تخریش کننده باشد، اجتناب نما.

۵- از وارد کردن اتهام و افترا به کسی يا كسانى خودداری کن؛ هرگز زبان به اهانت کسی میالای، که اینها کار بی ادبان، عقده مندان و بیماران است. چه بسا که روزی به آن کس که توهینش کردی، روبرو گردی؛ واز شرمسارى سر افگنده مانى.

۶- خدا را حاضر و ناظر ببین؛ تعصب قومی، زبانی، مذهبی، سمتی و دیگر انگیزه های غیر علمی و غیر ملی، ترا کور نسازد؛ تا بدِ خود را، بر خوبِ دیگران ترجیح نهی؛ که معنای تعصب جز این چیزی دیگری نباشد.

٧- خارجى را- ولو كه با تو زبان، تبار، مذهب، وحتا تاريخ مشترك دارد- بر هموطنت، برآنكه تذكره ى تابعيت اين كشور را در جيب دارد، ترجيح مَنِه؛ چه، تبعيض همين باشد؛ تبعيض، يعنى آنچه بنياد ملت شدن در افغانستان را متزلزل ساخته است.

٨- با اينحال، بدان كه جغرافياى زبان و مذهب و فرهنگ، با جغرافياى سياسىِ كشورها، منطبق نمى باشد؛ مخصوصاً زبان مرز نمى شناسد.

٩- با امتيازگيرىِ كسان، از روى انتساب شان به قوم، مذهب، زبان، خانواده و هر شأن اجتماعيى ديگر، مبارزه كن؛بكوش تا معيارِ تكريم وترفيع اشخاص، تقوا و شايستگى هاىِ فردى آنان قرار گيرد.

١٠- بر مقدسات، باورهای همگانی، و شخصیتهای مورد احترام اقوام، مذاهب و اديان دیگر، بی حرمتی نکن؛ ولو که به آنها باور و اعتقادی نداری؛ چون تساهل و مدارا همین را می گویند.

١١- در درست نویسی دقت کن؛ املایت را اصلاح نما؛ کاربرد علایم را - که جزو لاینفک الفبا است- یادگیر؛ ودر نوشته‌ های دیگران، جای کاربست اینان را دریاب. ندانستن و بکار نه بستن اینها، نه تنها عیب است، بلکه عین بی سوادی است.

١٢- بدان که رویداد های اجتماعی، چون حوادث طبیعی نیستند که «علت واحد»داشته باشند؛ وقتی در نوشته‌ای به این قبیل رویدادها برخوردی و دریافتی که تو علت دیگری علاوه بر آنچه گفته شده نیز میشناسی، نگو که غلط گفتی: "علت اين رویداد آن نه، بلکه این است"؛ بگو: علاوه بر آنچه گفتید، علت دیگری هم در کار است...

١٣- فیسبوک نویسی را، محضِ روز گذرانی و ساعت تیری مپندار؛ زینهار که این همه وقت گرانبها را در پای لعبتکی که- در واقع ترا به بازی گرفته- به هدر مده؛ می کوش که از اين وسيله بیاموزی، و با آن بیاموزانی.

١٤- از بکارگیریِ الفاظ و کلمات ركيك و مستهجن خودداری کن؛ هرگز مباد که از آدرس تو تصویر یا ویدیویِ ضد عفت، و منافی اخلاق منتشر گردد:
از حیا مگذر که در ناموسگاه اعتبار
شرم مردان را وقار است و زنان را زیور است

١٥- در مورد آنچه نمیدانی حکم مکن که خدای(ج) فرموده "و لا تقف ما لیس لک به علم" (و مرو پی چیزی که نیست ترا دانش آن)؛ بر آنکه بیشتر از تو می داند، حرمت گذار که باز هم خدای گفته است: "هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون"(آیا برابر اند آنانی که می دانند، با آنانی که نمی دانند؟)

١٦- انسانی بیندیش که تضادی با اسلامى اندیشیِ تو ندارد؛ انسان را فارغ از دین، زبان و قومیتش احترام بگذار که خدای جل علی شانه، انسان را فارغ از این تعلقات، «اشرف مخلوقات» خوانده است.
چونکه بی رنگی اسیر رنگ شد موسیی با موسیی در جنگ شد

١٧- بدان که قتل، و خون ناحق، از مسلمان و غیر آن، نزد خدای یکسان مکروه است؛ هرگز به مرگ کسی راضی مشو، مگر آنکه او خود از روى تعدى، عملا با تو، با مردمت و با منافع وطنت، به طور مستقیم در جنگ باشد.

١٨- متحجر و دگم اندیش مباش؛ قهرمان پروری مکن، هیچ کسی مطلق نیست که گفت خدای باشد: ان الانسان لفی خُسر.

١٩- در بروز تراژدیِ امروزِ افغانستان، بیش از هرکسی، در قدم نخست تاريخ، سپس استعمار رامسئول بدان؛ پس از اين دو، هر کی به قدر خویش تقصير دارد؛ زینهار که کسی را مجرم مطلق بدانی و دیگران را بری الذمه بخوانی.

٢٠- كسى دیروز چیزی می گفت و طوری می اندیشید، که اشتباه بود؛ امروز آنرا نمی گوید و آن گونه نمی اندیشد؛ از تقصیر او درگذر که اینک راه صواب در پیش گرفته است؛ كه خداى گفته است: فتاب عليكم انه هو التوٌاب الرٌحيم.

٢١- اتفاق امم و ملل امروز بر اين است كه، برائت ذمه حالت اصلی است؛ همه کس را بی آلایش و پاك از گناه پندار، تا وقتی در قول و عملش خلاف این نبینی، او را مجرم مخوان و محكوم مساز.

٢٢- ببین، چی می گوید، نه بین، کی می گوید. حضرت علی کرم الله وجهه را در این باره سخنی است که به قول طه حسين، يكى از برتر سخنانى است كه بر زبان بنى آدم جارى شده؛ مضمون آن سخن این است: مرد را به حق بسنجید، نه حق را به مرد.

٢٣- خویش را برتر از دیگران مینگار، هرچند علم وافر داری؛ چنین کسی را کسی دوست نمی دارد، که حضرت سعدی گفته است:
فروتن بود هوشمند گزین
نهد شاخ پر میوه سر بر زمین
بنازند فردا تواضع کنان
نگون از خجالت سر گرد نان

٢٤- بر هیچ قومی، تباری، آیینی و طایفه ای، از بهر بدی افراد منسوب به آن (که هرچند تعدادشان فروان باشد) دشنام و تحقیر روا مدار، که همه را بر خویش متغیر و منغض گردانی.

٢٥- من با اصطلاح « فارغ التحصیل» موافق نیستم؛ باور دارم که بحر دانش را کرانه ای پیدا نیست، و انسان - با اين استعداد محدودش-هرگز به فراگیری آن مجال نخواهد داشت؛ بنابرین، بخوان، و بخوان و باز هم بخوان.

٢٦- اگر می بینی کسی آشکارا سهو می کند، بکوش بامدارا، و با خونسردی او را متوجه بسازی؛ بی محابا به او مپر، تا در موضِع تعند و لجاج نیفتد؛ که آنگاه کارِ تو دشوار می شود.

٢٧- در مدح و مذمت کسان، جانب اعتدال نگهدار، که از قدیم گفته اند: در دوستی با کسی چندان زیاده رّوِی مکن که مبادا فردا با او دشمن شوی؛ نیز راه دشمنی چندان به دشواری مپوی که اگر فردا با او دوست شدی شرمسار نباشی.

٢٨- هشدار که کسان را از بهر مقصدی دوست نخوانی، و کسان را از پی مطلبی دشمن ندانی. زینهار امروز کسی را پیشوا و رهبر گویی که فردا مقصود تو برآورده نسازد، آن گاه او را مذمت كنى، و از او روگردانی؛ در اين صورت ترا فرصت طلب میخوانند.

٢٩- هرکه با این قواعد، و با آنچه که -از این دست- دیگران بر آن می افزایند، پابند نباشد، از جرگه‌ی ما بیرون خواهد شد؛ اگر دیگر همدلان نيز- باين قماش كسان- چنین کنند؛ زود باشد که صفحه ى فیسبوک، علاوه بر صحنه ى سرگرمى، به عرصه ى آموزش همگانی تبديل گردد.

٣٠. در فيسبوك، دو دسته از كسانْ نام و عنوان مستعار مى نهند: دسته ى نخست، شامل برخى از مقامات عالى رتبه ى دولتى اند كه از بيم شماتت و اهانت عده اى، نام و هويت اصلىِ خويش پنهان مى دارند. دسته ى دومْ از تير كشىِ كه در جدارِ سنگر"مستعار" تعبيه نموده اند، بر هر كى مى تازند. اينان را جز هتاكى و دشنام، هدفى در پيش نيست. اما شناخت و تفكيك اين دو از هم، از وراى پرده ى نام و عنوان مستعار دشوار است. پس براى خنثى كردن آن "ماين هاى پنهان"، هيچ كسى را با نام و عنوان مستعار، به جرگه ى خويش راه ندهيم.

٣١. جوٌِ آلوده به مفاسد اخلاقى، كه بر فضاى فيسبوك و ساير شبكه هاى اجتماعى سايه افگنده، تك تكِ مارا ملزم مى سازد كه وسايل و سخت افزار هايى را كه اينك زير نام اسباب بازىِ كودكان و نو باوگان وارد منازل ما مى شود، و در واقع "أسباب گسترش فساد اند، از دسترس آنان دور نگهداريم؛ كودكان و نو جوانان را از بكارگيرى آنان اكيداً بر حذر داريم.



نوشته: دکتر محی الدین مهدی

موضوعات: تکنولوژی و فناوری, رموز موفقیت, برگرفته

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
دو کلمه نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید: *
Visit Econopedia - Economics Encyclopedia's profile on Pinterest.
 
ما را حمایت کنید